روز اول، جزء اول

سوره ی حمد

آیات اول تا آخر

شکر مخصوص خداوندیست که حمایت از جوجه گنجشکان گرسنه و بی مادری را که ماری در کمینشان است خود بر عهده دارد...

مدتی قبل بود که توی یه وبلاگ زیبایی به این نکته رسیدم که گفته بود( بیایید در نماز با خدا حرف بزنیم همانطور که با عزیزترین کسانمان حرف میزنیم...) کلی به صرافت افتادم که ای بابا... یعنی چی با خدا حرف بزنیم؟... راستش رو بخواید تو نماز نمیفهمیدم دارم چی به خدا میگم . خیلی روی معنی نماز خصوصا حمد فکر کردم اما به اون نتیجه ای که دلم میخواست نرسیدم تا این که با حالت نقص بیچارگی رفتم در خونه خودش. گفتم خدا خودت میدونی که من بنده ی ضعیفتم... تو دریافت معارف و روشنایی قرآنت کم آوردم. هیچی حالیم نمیشه . خودت یه فکری برام بکن. گذشت و یه شب تو خوابگاه داشتیم نماز جماعت میخوندیم که یاداون حرفم با خدا افتادم . نمیدونم چرا یهو یه حالی شدم... امام جماعت با صدای بلند گفت :

بسم الله الرحمن الرحیم... واااااااااای که چقدر قشنگ بود انگار تا حالا اینقدر قشنگی رو یه جا بخوردم نداده بودند...

الحمد لله رب العالمین... خدایا شکرت که این لذت و شیرینی گفتن اسمت رو بهم چشوندی. خودمونی میگم خیلی باحالی... دستت درد نکنه...

الرحمن الرحیم... مالک یوم الدین... ایاک نعبد و ایاک نستعین... رسید به اینجا گفتم آی خدا ! خودت بهتر از هر کس دیگه ای میدونی که غیر خودت هیچ کسی رو ندارم  و نمیخوام هم داشته باشم. تا وقتی تو هستی اصلا حیفه آدم سراغ کس دیگه ای بره . مگه نه؟

حاج آقا هنوز داشت ادامه میداد .

اهدنا الصراط المستقیم... به اینجاش که رسید دلم هوری ریخت رو هم. گفتم خدایا! خودت گفتی که صراط مستقیمی جز علی نیست! خدایا قدمهای منو جز تو راه محبت اولیائت قرار نده. خدایا غیر از علی و اولادش کس دیگه ای رو فریادرس من قرار نده...

صراط الذین انعمت علیهم... ناخودآگاه یاد شیخ رجبعلی خیاط و شیخ جعفر مجتهدی افتادم. به خودش قسم بزرگترین نعمت خدا ولایت و محبت اهلبیت عصمت و طهارته که به بعضیا عنایت میکنه و اونارو از دلسوخته های اهل بیت قرار میده. به خدا که صاحبان نعمت همونها هستند. کسایی که از عشق امام زمانشون شب و روز ندارند. خدایا مارو جزو اینا قرار بده...

غیر المغضوب علیهم و لاضالین... به اینجا که رسید گفتم خدایا مطمئنا کسانی گمراهند که از راه اهلبیت خودشون رو جدا کردند اما چند وقت پیش تو مسجد النبی معنی دقیقتری از این قسمت به ذهنم رسید.نا خود آگاه یاد خلیفه دوم و بعدش خلیفه اول افتادم. خلیفه دوم کسی بود که بخاطر جنایاتش در برابر مادرمون حضرت زهرا موجب خشم ایشون و به تبع خانوم ،مورد خشم پیامبر و به تبع حضرت رسول مورد خشم خدا قرار گرفته. خلیفه اول هم کسی بود که گمراه شد و خلافت رو از خلیفه بر حق رسول الله غصب کرد و با این کارش موجب گمراهی یه عده ی بسیار زیادی شد...

دلم از بغضشون گرفت و از خدا خواستم عذابشون رو روز به روز نه! لحظه به لحظه زیادتر کنه چرا که جنایتی که اینها کردند هیچ کس دیگه ای در طول تاریخ انجام نداد...

اللهم العن جبت و الطاغوت و اللات و العزی

اللهم صل علی محمد و آله و اهلبیته الطاهرین

یا علی

نوشته شده توسط حیدری

 

سوره ی حمد

آیه ی اول

"به نام الله رحمان و رحیم"

خدای تعالی کلام خود را به نام خود که زیبا ترین نام است آغاز کرده تا آنچه در کلام اوست مارک او را داشته داشته باشد.و نیز ادبی باشد تا بندگان را به آن ادب مودب کند ،و بیاموزد تا در کارها و گفتارهایشان این ادب را رعایت کنند وکارها با نام وی آغاز کنند.

جرعه ای از آیه:هر یک از اسامی خداوند نمایانگر صفتی از صفات کمالیه اوست.در این آیه سه اسم از اسامی خداوند بیان شده است:الله،الرحمن،الرحیم

در فارسی لغتی که مترادف این اسامی باشد نداریم،و هیچ کدام رساننده تمام معنی نیست. این دلیل است که ترجمه کردیم:به نام الله رحمن رحیم.

اما می توان گفت:

الله اسم خاص خداست.کلمه الله دلالت بر همه صفات کمالی خدا دارد و جامع ترین نام خداست.

الرحمن الرحیم،معمولا ترجمه می کنند بخشنده مهربان و ترجمه رسایی نیست، که این ترجمه جواد رئوف است. اما  رحمن و رحیم هر دو از کلمه رحمت مشتق شده اند،رحمن اشاره دارد به آن رحمت بی حسابی که همه جا کشیده شده و مومن و کافر و انسان و حیوان و نبات ندارد،و رحیم اشاره به رحمت خاصی است که به انسانهای مطیع و فرمانبردار اختصاص دارد،همان طور که قرآن می فرماید"و کان بالمومنین رحیما".

کنار هم آمدن رحمن و رحیم در آیه شریفه،یعنی خدایی که ذاتش رحمت بی کران است،سفره رحمت خویش را نیز سخاوتمندانه در پهنه گیتی گسترده است.پس اساس کار خداوند بر رحمت است... در دعا می خوانیم:" یا من سبقت رحمته غضبه"

پس به نام خداوند گسترده مهرِ مهربان

 *منابع:تفسیر المیزان،تفسیر نمونه،آشنایی با قرآن(شهید مطهری)  نوشته شده توسط علیخانی

 

سوره ی بقره

آیات ۲ تا ۵

تمام عمر بدنبال سندی بودم تا بدون اینکه در حقیقتش تردیدی راه دهم راه نمایم باشد. عاقبت جوینده یابنده بود. قرآن را یافتم!
قرآن اما به من می گوید :"اگر چنین و چنان باشی، هدایتت می کنم. حواست را جمع کن که طی کردن راه موفقیت بوسیله ی من بر هر کسی ممکن نیست!" باید چگونه باشم تا از صافی هدایت عبور کنم؟!
قرآن به من می گوید:"باید اهل خود داری باشی. هر چه دلت خواست نگویی «چشم». (دل=نفس)"
اما چه طور؟! قرآن به من هش دار می دهد که :"تنها از یک راه می توانی به این خود داری برسی. آن راه هم سه مرحله دارد که هر کدام بی دیگری ظاهری است بی باطن!"
تمام موفقیتم را به تعالیمت مدیونم اگر آن 3 راز را به من بگویی! قرآن به من بشارت می دهد :"البته، پس روحت را برای دریافت آماده کن... اول، باید به غیب (خداوند که از دیدگانت نهان است) اعتقادی محکم پیدا کنی... دوم، نماز را زنده نگاه داری (نماز مرده هم داریم!)... و سوم، از آنچه که از این به بعد الهت به تو در آمد داد (اشتباه نکن که تو هیچ رزقی را خودت به دست نمی آوری، کمی فکر کن!) قسمتی را هر چند نا چیز صرف زندگی نیازمند کن."
"این را از ما هدیه داشته باش : برای موفقیت هر چه بیش تر به این قرآن اعتقادی کامل داشته باش. هیچ گاه شک و تردیدی در حقیقت آن به دل راه مده. همینطور بر سایر کتبی که بر پیامبران دیگر نزول کردند. این برای خودت بهتر است. و آخرین پند این که : لخظه ای در رخ داد قیامت تردید نکن و البته همواره به یاد آن باش چنان که گویی زندگیت هم اکنون به پایان خواهد رسید!"

حال اگر تمام این ها را انجام دهم، به غیب ایمان بیاورم، نماز را زنده نگاه دارم، از هدایای الهم، رزق و در آمدم به فقرا نفقه دهم، به این قرآن و ما قبل آن ایمان بیاورم و قیامت را از یاد نبرم، چه گونه هدایت خواهم شد؟ چه سرنوشتی در پایان راه انتظار مرا می کشد؟ قرآن به من خبر داد :"آن وقت است که خود اله، خود خدا تو را هدایت خواهد کرد(بالا تر از این دیگر چه تضمینی می خواهی؟). و بگویم از سرنوشت...تو به توفیقی دست خواهی یافتکه تصورش برایت ناممکن است!... تو رستگار خواهی شد!"   و مرا شادمان ساخت...

نوشته شده توسط حسنی

 

سوره ی بقره

آیه ی ۴۴

"آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید اما وظیفه خودتان را(در عمل به کار های خوب)فراموش می کنید در حالی که شما کتاب خدا را می خوانید."

زنبور بی عسل نباشیم.

در این آیه قرآن شناس غیر عامل(دانای بی عمل نسبت به آیات قرآن)به باد انتقاد گرفته شده است و اینان در رتبه مانند یهود ونصاری که کتاب خدا را پشت سر نهادند می باشند.

وهمچنین در می یابیم که از شرایط امر به معروف عمل به معروف است.

انتظار قرآن همان عمل به قرآن پیاده کردن یکایک فرمان ها ورهنمود های آن است.آری، در کنار قرآن مکتوب و صامت و قرآن ناطق، فرد و جامعه باید در اندیشه، اخلاق و برخورد، به قرآنِ محقق و مجسم تبدیل شود.


نوشته شده توسط رضایی

و باز هم رمضان..............

باز هم رمضان پيش ماست. بزرگترين مهماني که يک مسلمان به عمر خود مي بيند. ساده نيست، قرآن در آن به معنويت محمد (صلوت خدا بر او) نزول کرد تا آنجا که به من و تو رسيد.

حالا من و تو چه کنيم که رموز اين بال سفيد در فهممان نمي گنجد!

بيا سعي کنيم، با هر آنچه که در توانمان هست بکوشيم، کوشش کنيم تا بشويم "آينه ي تمام نما" تا بيافتد در ما صورت دوست که هر چه داريم از اوست...

حدیث عشق وایمان است قرآن    صفا بخش دل وجان است قرآن

گلی از گلشن فیض الهی           نه تنها گل گلستان است قرآن