روز بیست وهفتم ،جز بیست وهفت

آیه 55 ذاریات 

  و{مومنان را } تذکر ده که تذکر وپند مومنان را سود می بخشد.

 

تو وجود ما آدما ،دو تا حالت مختلف وجود داره :حالت جهل ،حالت خواب. که تو قرآن دَرمون این دو تا حالت رو تفکر وتذکر بیان کرده.خیلی شبیه هم اند نه؟!!

 

تفکر یعنی کشف کردن چیزی که آدم نمی دونه وبیاندیشه واسه  به دست اوردن اونچه نمی دونه.

تذکر یعنی یاد آوری اونچه تو فطرت آدم وجود داره وازش غافل شده.

 

خدا به پیامبر گفته: تو مپندار که فقط با جاهل روبرویی،نه بلکه با غافل هم روبرویی .جاهل رو به تفکر وادار کن ؛وغافل رو به تذکر ومردم بیش از آنکه جاهل باشند ،غافل خواب اند.

عجب موجوداتی  هستیم ما....

اسلام می گه انسان مجموعه ای خالی وتهی نیست که فقط محتاج تعلیم وآموزش باشه،بلکه دارای خزانه های عقلی ومعرفت های فطری فراموش شده ای هست که باید آنها رو گشود.

دعوت به خدا وحقیقت کاری خداییه!!!

حکمت وموعظه هم راه دعوت به خداهِ!!!

ولی این کارو هر جوری دلمون خواست انجام بدیم؟!!

پیامبر اکرم (ص) فرموده:به مردم خالصانه اندرز گویید؛با آنان ملایم ومهربان باشید وبا سخنان لطیف ودل نشین دعوتشان کنید ؛از تفاوت های اخلاقی آنها آگاه باشید تا بتوانید هر گروهی رادر جای خود قراردهید ؛وبا هر کس متناسب با اخلاقش برخورد کنید. 

نوشته شده توسط رضایی 

 

 

روز بیست وششم،جز بیست و شش

 

نشانه ای دیگر از واژگونی

پس چون آنان را که بدان پند داده شده بودند فراموش کردند، درهای هرچیز(از نعمتها) را بر آنها گشودیم تا هنگامی که به آنچه به آنها داده شده بود شاد گردیدند، ناگهان گریبان آنان را گرفتیم و یکباره نومید شدند(آیه 44 انعام)

شاید این کلام امیرالمومنین(ع) نیز مرتبط با این آیه باشد که فرمود:ای پسر آدم! چون دیدی پروردگارت نعمتهای خود را به تو می رساند . تو معصیت کاری ،بترس!

بله این آیه و این کلام هشدارمان می دهد که برخورداری از رفاه کامل  نشان از علاقه و لطف خدا به شخص ندارد، که همین برخورداری و به حال خود واگذاشته شدن نشانه ای است که عذابی بزرگ ، مرگی نزدیک یا سرگردانی در راه است

اصلا اگر دنیا به اندازه بال مگسی برای خدا ارزش داشت  که خدا حتی جرعه ای از آن را به کهفران نمی چشاند(پیامبر اکرم)

خدایا به مخازات عملم، به عقنبت پنهانی که فهم نکنم و به عقوبتی که پندارم رحمت است مبتلایم نگردان(دعای ابوحمزه)

خدایا مرا همچون".... کافران که از متاع زودگذر دنیا بهره می برند، و همچون چهارپایان می خورند و سرانجام آتش دوزخ جایگاه آنهاست" مگردان.(آیه ۱۲ سوره محمد)

بار خدای من یاریم کن تا همچون کودکی نباشم که شیفته و فریفته مار زهر آگین دنیا می گردد، بل همچون عاقلی گردان که از آن دوری می جوید(اشاره به کلام امام علی).

خدای من! مرا موفق به درک حقایق دین و دنیایم بگردان. که هرچه بیشتر پیش می روم کی فهمم که چقدر واژگون فهمیده ام و چقدر دیده ام!

 


 

هر کس امور معنوی را نادیده بگیرد بهره اش از عمر خوردن وچریدن است!

آیه 12 محمد

...وکسانی که کفر ورزیده اند از لذایذ دنیا بهره مند میشوند وهمانند چهار پایان می خورند وسر انجام جایگاهشان آتش است.

تا حالا متوجه شدی که همه چیز واسه انسان اومده ورباط انسانه!

این سؤال هم برات پیش اومده که ما واسه چی اومدیم؟!!

خودت رو به اون راه نزن!!

فقط اومدیم که به بعد مادی دنیا سر گرم باشیم؟!!!

و اینکه نعمت های خدا رو منحصر به خوراک و آشامیدنی وپوشاک بدونیم؟؟؟

بهشتت وهمتت وبد بختیت وخط پایانت رو چی تعریف کردی؟!

فقط خدا کنه بهشتت دنیا وهمتت جهان گذرا وبد بختیت مرگ وخط پایانت مرگ نباشه!!!

انسانیت انسان مساویه معنویته!!


یکی از ابزار های سلطه بر  آدم ها دور کردن آدم از هدفشه که این باعث ابتذال هویتش می شه ودر نتیجه او نو از کمال ومعنویت دور می کنه.

معنویت چه تعریفی می تونه داشته باشه؟!

شاید همون ارتباط با مفاهیم عالم وباطن جهان که همون ارتباط با باطن انسان ویا با خداست باشه!!

بالاترین عالم معنا بعد از خدا امام زمانه!!!!

امام زمان درمون انسانیه که درد خدا داره!

در صورتی که اهل اسغفار باشی واتصال به امام زمان داشته باشی هیچ وقت کتک نمی خوری.

برا اینکه به معنویت برسی یه کمی فکر کن ، سعی کن به شناخت برسی،ذکر بگو خودت رو از غیر خدا خالی کن .....

تن آدمی شریف است به جان آدمیت              نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشم است ودهان وگوش وبینی    چه میان نقش دیوارومیان آدمیت

اگر این درنده خویی وطبیعتت بمیرد            همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی           که تو را اثر نمانده است نشان آدمیت

             خور وخواب وخشم وشهوت شغب است وجهل وظلمت

                        حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

 

نوشته شده توسط رضایی 

 

 

روز بیست وسه، جز بیست وسه

اما از بهترین سخن تبعیت کنید. 

آیه 17 و 18 زمر

پس بندگان مرا بشارت ده:آنانی که سخنان را گوش فرا می دهند واز بهترین آنها پیروی می کنند – ایشان اند که خدا هدایتشان کرده است واینان خردمند ان اند.

 

از شعار های اساسی اسلام تو این دو تا آیه اومده!

چه شعاری؟؟؟

آزاد اندیشی مُسلمونا وانتخاب گری اونا در امور مختلف.

 

از اونجایی که خیلی از کافرا حتی زحمت شنیدن سخن حق رو هم به خود نمی دهند ،واز لجاجت وعناد ،به اون توجه نمی کنند (ماها رو که نمی گه) در این عبارات ،خداوند به آنان که سخنان رو می شنوند واز بهترین تبعیت می کنند بشارت داده.

 

این آیه بدون قید ومحدودیته ،یعنی گفته در هر زمینه ای ،هر سخنی رو می شنوند بعد فرموده از بهترین تبعیت می کنند؛از این عبارات معلوم می شه گوش مسئولیت هایی داره وباید به اونچه که وارد اون می شه توجه بشه.

 

امام باقر (ع) فرمودند :هر که به گوینده ای گوش سپارد او را بندگی کرده است :اگر آن گوینده از خدای عزوجل گوید ،شنونده خدا را عبادت کرده واگر از طرف شیطان بگوید شیطان را عبادت کرده است.

 

پس حواستون باشه کی رو دارید عبادت می کنید؟!!

 

این جا یه سوالی پیش می یاد: این روایت که میگه نبین سخنگو کیه ببین سخن چیست چی می شه؟

 

به جهت اهمیت تحصیل علوم وفنونی که در نزدمسلمونا یافت نمی شه این محدودیت در طلب دانش برداشته شده ودر روایات متعدد آمده که سخن سنج باشید.

علم را بگیرید ،اگر چه از منافق وکافر باشد.

 

نوشته شده توسط رضایی   

 


 

آیه68 سوره یس

(هرکس را طول عمر دهیم در آفرینشش واژگونه می کنیم، آیا اندیشه نمی کنید؟)

آخرهای عمرتان ، وقتی دیگه پیر شدین ، پیر زمین گیر شدین،

یک لحظه دست از کار بکشین:خودتونو توی آینه ببینید،

روز اول فقط دو تا بچه بودین، حالا دو تا پیر زنین گیر شدین،

چی شد؟ هیچی!

باز بچه شدین ، مثل روز اول شدین،

اون روزا بزرگترا دلشون براتون می سوخت، نازتون می کردن، پرستاریتون می کردن،

و حالا کوچکترا ، چون حالا بچه تر شدین ، حالا بچه پیرین، بچه ریش و پشم دارین،

هفتاد سال ، هشتاد سال، نود سال ، صد سال راه رفته اید ، از سالها و سالها و سالهای عمر گذر کرده اید،

آخر کار رسیده اید به اول!!

روی سفیدتون ،سیاه؛ موی سیاهتون ، سفید

قد سروتون کمون ؛ الف قامتتون، دور یک نقطه ، یک پیچ، دور زده دایره وار و شده "نون".

سرتون خم شده روی پاهاتون، گوشه ای نشسته گوله شده، زانو به بغل ، سر به زانو ، مثل چی؟

مثل جنین! مثل روز اول!

خاک بودین ، خوراک شدین، لقمه ای در دهان بابا، لقمه ای دردهان مامان ، ذره ای تو دل مامان، ذره ای تو پشت بابا

آن ذره ها یکی شدن و آن "یکی" ، "تو" شدی،

افتادی تو گهواره، چشمات نمی دید، گوشات نمی شنید، پاهات نمی رفت، دستات نمی گرفت،هیچ چی نمی فهمیدی ، هیچ کس را نمی شناختی،

فقط سه کار بلد بودی: 1-...  2-...  3-...

صدسال گذشته...

چشمات نمی بینه، گوشات نمی شنوه،پاهات نمی ره،دستات نمی گیره، هیچی را باز نمی فهمی ، هیچ کس را باز نمی شناسی،

تو بستر افتاده ای، فقط سه کار بلدی:1-...  2-...  3-...

بعد می میری،

میگذارنت تو دل زمین، باز خاک می شی،

از تو هیچی نمی مونه،

"تو" می مونی،

آدمیزاد دور می زنه، مثل زمین ، مثل زمان،مثل بهار، مثل همه چیز.

هیچ بودی ، خاک بودی،دور زدی، هیچ شدی، خاک شدی.

از تو چیزی که می مونه:

کاری که کردی می مونه،

هر کاری کردی می مونه،

... کاری اگر کردی، می مونی!!!*

* یک جلوش تا بی نهایت صفرها(دکتر شریعتی)

نوشته شده توسط علیخانی


(قسم به صف کشیدگان که صف آرایی کرده اند . قسم به دفع و زجر کنندگان . قسم به تلاوت کنندگان قرآن....) سوره صافات آیات 1و2و3

سلام

یادمه دوره دبیرستان بودم  یه روز داشتم همین آیه رو میخوندم  احساس کردم بدجوری نظرم رو به خودش جلب کرد. فوری معنی آیه رو نگاه کردم اما همچین چیز واضحی نبود. ناخودآگاه ذهنم درگیرش شده بود. یعنی چی قسم به صف کشیدگان؟ اونایی که دفع میکنند؟

رفتم سراغ تفسیر. یه عالمه تفسیر برای صف کشیدگان نوشته شده بود اما هیچ کدوم اونی که تو ذهن من بود نبودند...

من همش به شبکه های مولکولی و بلوری فکر میکردم... شکل های شیمی و فیزیک دبیرستان یادتونه!؟ اشکال هندسی مولکولها... آره خودشه! به نظرم صف کشیدگان همون اتمها یا مولکولهای یه بلور هستند که بطور منظم در کنار هم قرار گرفتند و صف کشیدند و همون ها هستند که بخاطر نیروهای بینشون همدیگه رو جذب و دفع میکنند و نمیگذارند فاصلشون کم یا زیاد بشه! و از همه مهمتر اینکه همشون مشغول ذکر خدا هستند... یعنی نه تنها همه جانداران و پرندگان و گیاهان و .... ذکر خدارو میگند بلکه همه مولکولها و ذرات زیر اتمی هم مشغول ذکر خدا هستند ... وقتی به این نکته رسیدم شرم همه وجودم رو فراگرفت!!! میپرسید چرا؟ خب برای این:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار.

 شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

حیدری

روز بیست ویکم ،جز بیست ویک


سوره لقمان آیه 18

و به تکبر و ناز از مردم روی برنگردان و در زمین با غرور و تکبر قدم برندار که خدا هرگز مردم متکبر خودستا را دوست نمی دارد.

کثرت روایات  معصومین علیهم السلام در مذمت عجب و خود پسندی آنچنان است که من تصور می کنم غرور یکی از بزرگترین خطراتی است که جامعه دینداران را تهدید می کند. بی سرو صدا و پنهانی وارد اعمال ما می شود. اگر کمی غافل باشیم به موقع متوجه حضورش نمی شویم. اما همین عجب کم رنگ اندک رضایتی می آورد و کم کم خیالمان از بابت خودمان راحت می شود، و این رضایت از خود می شود سنگ جلوی پایمان و جلوی رفتنمان را می گیرد.

ترجیح می دهم هیچ نگویم و با هم روایاتی را مرور کنیم و بعد از آن بیایید تامل کنیم، در این ماه مبارک دقیقتر و ریزبین تر شویم در لایه های زیرین روحی خودمان. نکند که گرفتار باشیم.

- در آیه دو کلمه مختال فخور بیان شده، مختال به کسی می گویند که بر اساس خیال و توهم خود را برتر می داند- گمان می کند فضیلتی دارد- و فخور به معنای فخر فروش است

-  جالب است که نه نتها بنده باید از عجب بترسد که خدای مهربان هم از این خطر بر بنده اش بیمناک است و می فرماید: برخی از بندگان مومنم از من توفیق طاعت و عبادتی را طلب می کنند و من از بیم "عجب"، آن عبادت را اعطایشان نمی کنم.

- و عجیب تر اینکه می فرماید: مومن ترین بندگانم کسی است که در عبادتم کوشش کی کند و شبها از بستر برمی خیزد و نماز شب می خواند و من یکی دو شب او را به چرت وا می دارم به خاطر" نظر لطفی که به او دارم" و او صبح خود را سرزنش می کند. درحالی که اگر او را واگذارم تا هرچه می خواهد عبادت کند بدام عجب می افتد و او را فریفته اعمالش می کند.

- خدا جل علا می فرماید: ای داوود دورترین بندگان به خدا کبر فروشانند.

- حصزت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که لباسی بپوشد و با آن کبر بورزد، خدا او را در کنار دوزخ به قعر زمین می فرستد.

- امام صادق علیه السلام می فرمایند: عجب گیاهی است که دانه او کفر است و زمین او نفاق و آب او گمراهی و میوه او لعنت است و خلود او جهنم....

- امیرالمومنین یکی از صفات متقین را اینگونه بیان می کند: مشیهم التواضع(راه رفتنشان با تواضع و فروتنی است)

- در جایی دیگر می فرماید: گناهی که تو را پشیمان کند بهتر از کار نیکی است که تو را به خود پسندی وا دارد!( این سخن خیلی تامل برانگیز است، خیلی)

- و باز می فرماید: ترسناکترین تنهایی خودپسندی است.

- امام صادق علیه السلام می فرماید: عجیب است و بسیار عجیب از کسی که از عمل خود عجب میکند و به بسیاری عمل خود نازد حال آنکه نمی داند خاتمه او سعادت است یا شقاوت؟!!

- مومن اینگونه می اندیشد : به چه فخر بفروشد؟ زمانی گذشته که اینان هیچ نبودند و زمانی از روزگار خواهد آمد که در خاک خواهند خفت و در این میانه هم که بوده اند مالک هیچ چیز نبوده اند. به آنچه امانت است و عاریت کبر بورزد؟ او که از خود هیچ ندارد که شایسته تکبر باشد! و به همین دلیل است که متقی حتی از" ستایش و تمجید دیگران می ترسد"

منابع: متقین(سید مهدی شجاعی) ، تفسیر نمونه

نوشته شده توسط علیخانی


 آیه 30 روم

پس روی خود را با گرایش تمام به حق ،به سوی این دین کن ،با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است . آفرینش خدا تغییر پذیر نیست .این است همان دین پایدار ،ولی بیشتر مردم نمی دانند.

در اندرون من خسته دل ندانم کیست       که من خموشم واو در فغان ودرغوغاست

وقتی این آیه رو خوندم نفهمیدم خدا چی رو می خواد اثبات کنه؟!!

اول آیه تمرکز انسان رو بیان می کنه ؛ بعد یه جمله نیمه تمام رو قرار داده(نوع آفرینش الهی آن نوع آفرینشی است که خدا انسانها را بر آن سرشته وآفریده است)

چه تحلیلی می تونه داشته باشه؟!

بعنی توجه وتمرکز انسان به سوی همان چیزی است که فطرت او اقتضا می کند ؟!

سپس اضافه می کنه؛ خیال نکنید که نسبت به عده ای یا در زمان خاصی این چنین بوده ، بلکه آفرینش الهی تغییر پذیر نیست.

آیا می خواد بگه آموزه های دین موافق فطرت انسانی است وچون خدا پرستی یکی از آموزه های دین است پس خدا شناسی بخشی از فطرت است؟؟؟

یا اینکه می گه مطیع بودن در مقابل خداوند ، امری فطری است نه احکام وقوانین؟!!

ولی این دو مورد که نوعی گرایش فطری رو نشون می دهند و معرفت وشناخت فطری خدا رو بیان نمی کنند؟!

پس یه چیز دیگه ای رو  هم می گه !!!

می گه دل انسان ارتباط عمیقی با آفریننده خود دارده وهنگامی که او به اعماق وجود خویش توجه کند ، چنین رابطه ای را خواهد یافت.

اکثر مردم ـ خصوصا در اوقات عادی زندگی که سر گرم امور دنیوی اند - توجهی به این رابطه قلبی ندارند؛ فقط هنگامی که توجه آنها از همه چیز بریده وامیدشان از همه اسباب قطع می شود ، می توانند به این رابطه قلبی توجه کنند؟!!

نوشته شده توسط رضایی


(هر نفسی شهد ناگوار مرگ را خواهد چشید و پس از مرگ همه به ما رجوع خواهند کرد)

سوره عنکبوت آیه 57

سلام

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابی طالب (علیه السلامنا و سلام الله)

یه رفیقی داشتیم خیلی خوش تیپ بود... قد بلند ...چهار شونه... هیکل درشت و ورزشکاری...موهای خرمایی رنگ که رو شونش میریخت...چشم و ابرو و خلاصه خیلی خوشتیپ بود!

تو محل غالب دخترایی که دیده بودنش خاطر خواهش شده بودن... تا اونجایی که من شنیدم پانزده تا خواستگار در آن واحد داشت!...

حالا این چیزا رو برا چی میگم؟ برا این:

این رفیق ما یه شب از باشگاه اومد خونه و شامش روخورد و یه دوش هم گرفت و خوابید!

بله درسته! خوابید و هنوز که هنوزه بیدار نشده و نخواهد شد! به قول معروف "مُرد"!

آره یه جوون بیست ساله که از همه نظر سالم و سرحال و قبراق بود مُرد... علت مرگش رو هم دکترا اعلام کردند... همینجوری!!! یعنی همینجوری مرد! بدون علت! مرگ طبیعی...

مگه میشه؟ جوون ورزشکار بااون هیکل و قدرت بدنی و شکل و قیافه همینجوری بمیره!

آره میشه! یعنی ما دیدیم... شد! مطمئنا باز هم میشه اما این بار معلوم نیست برای کی بشه! شاید من! شاید شما! شاید.....

مرگ مثل سایه دنبالمونه و امثال من بی خیال داریم میگردیم! دقیقا مثل گوسفندی که گرگ پشت سرش وایساده و باز هم پیش خودش میگه: بابا بذار خوش باشیم! بذار بچریم!ببین چه علفهای خوشمزه ای! با طعمهای مختلف! پیتزایی پنیری سرکه نمکی! ! حالا کو تا گرگ بیاد! حتی گیرم که گرگ بیاد سراغ من که نمیاد! اول میره سراغ بقیه! کاری به ما نداره! ما حالا جوونیم! ما باید جوونی کنیم...

ما باید با رفیقامون بریم گردش! پارک سینما! مهمونی!خوش باشیم! جوونیه دیگه! مگه نه؟

خدا بیامرزه محمد عباسی رو(تو دانشگاه هم کلاسی و هم خوابگاهیم بود!) اونم گاهی ازین حرفا میزد! اما حالا زیر خروارها خاک خوابیده!

رفیقا معلوم نیست پیمانه ما کی پر میشه اما همینقدر بگم که وقتی پر شد دیگه یه لحظه هم وقت برای کارهای انجام نشده نداریما!

یکی از علمای گذشته رو خواب دیدند : گفته بود یه حسرتی رو دلمه! دلم میخواد فقط یه بار دیگه بیام تو دنیا فقط یه بار دیگه بگم "سبحان الله"! همین!!!

پس بیاید تا وقت هست بهش بگیم:

آی خدای مهربون! آی مشتی عالم! قبل از اینکه دیر بشه میخوام بهت بگم

 دوستت دارم...

 نوشته شده توسط حیدری

روز نوزدهم جز نوزده

 آیه ی 70 از سوره ی فرقان :

خوب شب هایی را سپری می کنیم. شب هایی که حتی سرسخت ترین انسان ها هم در ان عناد را کنار می گذارند و سبک بار و سبک بال راهی می شوند.

دوست های زیادی از خطاهای من می گذرند، اما در عین حال، گاهی اوقات ناخنکی هم به گذشته می زنند. شرمنده می شوم. باشد که حد خودم را بیشتر بشناسم!

می گویند کسی این نزدیکی هاست که چشم به من دوخته، ولی چشم همه دوخته. شنیده ام پیغام فرستاده که :

نمی خواهی نزد خودم باز گردی؟ من تو را به اینجا، به این زندگانی بی رنگ و رخ تبعید کردم که از اولین اشتباهت بازگردی. اما تو به همین بی رنگی خو گرفتی! واقعا راضی شدی؟! از تو بعید است! مگر همین تو نبودی که به خیال جاودانه شدن از دستورم سر پیچاندی؟ تو قید جاودانه شدن را زده ای؟! مگر خودت نبودی که با همسرت رنگ را، بهشت را تجربه کردی؟ حالا به بی رنگی راضی شدی؟! دنیا را به خیال نقد چسبیده ای؟!!! می دانم که کله ات دو دره است...اما اگر احیانا، اتفاقا، خواستی از اتاقی که مانند کودکی تو را به تنبه، به تنهایی در آن توصیه کردم و تو به لجاجت دیگر از ان بیرون نیامدی، به در شوی، شک نکن که می بخشمت هیچ...تمام شیطنت هایت را هم به نیکی مبدل می کنم! راستش را بگو...تا کنون این چنین دوست و همراهی داشته ای؟

به شرطی که خودت هم عوض شیطنت، سلطنت کنی!

 

نوشته شده توسط حسنی


ارزش شما به دعائی است که می کنید

آیه 77 فرقان

 

هر چه رویید از پی محتاج رُست           تا بیابد طالبی چیزی که جست

هر کجا دردی دوا آنجا رود                 هر کجا فقری نوا آنجا رود

هر کجا مشکل روا آنجا رود                هر کجا کشتی است آب آنجا رود

آب کم جو تشمگی آور به دست             تا بجوشد آبت از بالا وپست

 

ماه، ماه مبارک رمضانِه ، شبها  هم شبهای قدر.

 همانطور که بهار تلاوت و تدبر در قرآنه ،بهترین فرصت واسه مناجات ودعا واجابت دعا ها از سوی خداوند هم هست.

فیض خداوند همیشه به سوی بنده هاش سرازیره وتنها کافیه موانع اجابت از سوی بنده ها برطرف بشه وبا روزه گرفتن که بهترین شرایط برای تقرب به خداوندِ می تونیم موانع رو رفع کنیم!!

باید بدونیم استجابت دعا سه تا شرط داره!

1)دعا برای نیاز واقعی ومطابق مصلحت باشه.

2)به طور حقیقی وجدی بخواید.

3)تنها از خدا بخواید.

میون دعاها ، در خواست تقرب به خدا هر سه تا شرط اجابت رو داره!

از این رو با یه «آه»ونگاه به بالا ،قلبتون عرش رحمان می شه وامن وامان سراسر وجود تون رو  احاطه می کنه.

راستی اینم بدونید که دعا مکمل عمله ونباید اون رو جانشین کار وتلاش وفعالیت کنید .

نوشته شده توسط رضایی


  

 سلام

(و در آن روز رسول به شکوه از امت می گوید :پروردگارا همانا امت من این قرآن را بکلی مهجور و متروک رها گردند)                  سوره فرقان آیه 30

صلی الله علیک یا رسول الله... یا محمد ابن عبدالله... یا ابا الزهرا(س)

آقا یا رسول الله تا آخر عمرم یادم نمیره چند هفته پیش رو که کنار مرقد پاک و مطهرت تو مسجد النبی نشسته بودم و از ترس مامورای وهابی یواشکی زیارت نامه میخوندم...

ای رسول خدا... اونجا بهتون گفتم اینجا هم میخوام بگم: به خودت قسم شرمنده ام.

شرمنده ام ازین که این قرآن بابرکتی که تو از جانب پروردگار عالم آوردی رو با بی توجهی کنار گذاشتم و مهجور قرار دادم تا اونجائیکه از دست من به خدا شکایت کردی!

شرمنده ام که صدای صوت قرآن تو جامعه ای که به اصطلاح اسلامیه فقط برای مجالس ختم و شروع مراسمات رسمیه!

شرمنده ام که خوندن قرآن برای بعضی از ما فقط محدود به سر سفره عقد شده! اونم با چه وضعیتی!

ای پیامبر بزرگوار! من شرمنده ام بخاطر اینکه بجای عمل به قرآن که کتاب زندگیه تو این ماه مبارک فقط به روخوانی اکتفا کردم!

شرمنده ام که با بی توجهی به کتا ب الله قلب توی پیغمبر رو شکستم!

شرمنده ام که با کارهام باعث غیبت فرزند عزیزت مهدی موعود شدم!

و باز هم شرمنده ام اگر که دین شناسنامم اسلامه و غیر از همین اسم دیگه چیز دیگه ای از اسلام نمیدونم!

فقط همینو میتونم بهت بگم عزیز دلم... شرمنده ام .... شرمنده ام... شرمنده ام...

نوشته شده توسط :حیدری