اما از بهترین سخن تبعیت کنید. 

آیه 17 و 18 زمر

پس بندگان مرا بشارت ده:آنانی که سخنان را گوش فرا می دهند واز بهترین آنها پیروی می کنند – ایشان اند که خدا هدایتشان کرده است واینان خردمند ان اند.

 

از شعار های اساسی اسلام تو این دو تا آیه اومده!

چه شعاری؟؟؟

آزاد اندیشی مُسلمونا وانتخاب گری اونا در امور مختلف.

 

از اونجایی که خیلی از کافرا حتی زحمت شنیدن سخن حق رو هم به خود نمی دهند ،واز لجاجت وعناد ،به اون توجه نمی کنند (ماها رو که نمی گه) در این عبارات ،خداوند به آنان که سخنان رو می شنوند واز بهترین تبعیت می کنند بشارت داده.

 

این آیه بدون قید ومحدودیته ،یعنی گفته در هر زمینه ای ،هر سخنی رو می شنوند بعد فرموده از بهترین تبعیت می کنند؛از این عبارات معلوم می شه گوش مسئولیت هایی داره وباید به اونچه که وارد اون می شه توجه بشه.

 

امام باقر (ع) فرمودند :هر که به گوینده ای گوش سپارد او را بندگی کرده است :اگر آن گوینده از خدای عزوجل گوید ،شنونده خدا را عبادت کرده واگر از طرف شیطان بگوید شیطان را عبادت کرده است.

 

پس حواستون باشه کی رو دارید عبادت می کنید؟!!

 

این جا یه سوالی پیش می یاد: این روایت که میگه نبین سخنگو کیه ببین سخن چیست چی می شه؟

 

به جهت اهمیت تحصیل علوم وفنونی که در نزدمسلمونا یافت نمی شه این محدودیت در طلب دانش برداشته شده ودر روایات متعدد آمده که سخن سنج باشید.

علم را بگیرید ،اگر چه از منافق وکافر باشد.

 

نوشته شده توسط رضایی   

 


 

آیه68 سوره یس

(هرکس را طول عمر دهیم در آفرینشش واژگونه می کنیم، آیا اندیشه نمی کنید؟)

آخرهای عمرتان ، وقتی دیگه پیر شدین ، پیر زمین گیر شدین،

یک لحظه دست از کار بکشین:خودتونو توی آینه ببینید،

روز اول فقط دو تا بچه بودین، حالا دو تا پیر زنین گیر شدین،

چی شد؟ هیچی!

باز بچه شدین ، مثل روز اول شدین،

اون روزا بزرگترا دلشون براتون می سوخت، نازتون می کردن، پرستاریتون می کردن،

و حالا کوچکترا ، چون حالا بچه تر شدین ، حالا بچه پیرین، بچه ریش و پشم دارین،

هفتاد سال ، هشتاد سال، نود سال ، صد سال راه رفته اید ، از سالها و سالها و سالهای عمر گذر کرده اید،

آخر کار رسیده اید به اول!!

روی سفیدتون ،سیاه؛ موی سیاهتون ، سفید

قد سروتون کمون ؛ الف قامتتون، دور یک نقطه ، یک پیچ، دور زده دایره وار و شده "نون".

سرتون خم شده روی پاهاتون، گوشه ای نشسته گوله شده، زانو به بغل ، سر به زانو ، مثل چی؟

مثل جنین! مثل روز اول!

خاک بودین ، خوراک شدین، لقمه ای در دهان بابا، لقمه ای دردهان مامان ، ذره ای تو دل مامان، ذره ای تو پشت بابا

آن ذره ها یکی شدن و آن "یکی" ، "تو" شدی،

افتادی تو گهواره، چشمات نمی دید، گوشات نمی شنید، پاهات نمی رفت، دستات نمی گرفت،هیچ چی نمی فهمیدی ، هیچ کس را نمی شناختی،

فقط سه کار بلد بودی: 1-...  2-...  3-...

صدسال گذشته...

چشمات نمی بینه، گوشات نمی شنوه،پاهات نمی ره،دستات نمی گیره، هیچی را باز نمی فهمی ، هیچ کس را باز نمی شناسی،

تو بستر افتاده ای، فقط سه کار بلدی:1-...  2-...  3-...

بعد می میری،

میگذارنت تو دل زمین، باز خاک می شی،

از تو هیچی نمی مونه،

"تو" می مونی،

آدمیزاد دور می زنه، مثل زمین ، مثل زمان،مثل بهار، مثل همه چیز.

هیچ بودی ، خاک بودی،دور زدی، هیچ شدی، خاک شدی.

از تو چیزی که می مونه:

کاری که کردی می مونه،

هر کاری کردی می مونه،

... کاری اگر کردی، می مونی!!!*

* یک جلوش تا بی نهایت صفرها(دکتر شریعتی)

نوشته شده توسط علیخانی


(قسم به صف کشیدگان که صف آرایی کرده اند . قسم به دفع و زجر کنندگان . قسم به تلاوت کنندگان قرآن....) سوره صافات آیات 1و2و3

سلام

یادمه دوره دبیرستان بودم  یه روز داشتم همین آیه رو میخوندم  احساس کردم بدجوری نظرم رو به خودش جلب کرد. فوری معنی آیه رو نگاه کردم اما همچین چیز واضحی نبود. ناخودآگاه ذهنم درگیرش شده بود. یعنی چی قسم به صف کشیدگان؟ اونایی که دفع میکنند؟

رفتم سراغ تفسیر. یه عالمه تفسیر برای صف کشیدگان نوشته شده بود اما هیچ کدوم اونی که تو ذهن من بود نبودند...

من همش به شبکه های مولکولی و بلوری فکر میکردم... شکل های شیمی و فیزیک دبیرستان یادتونه!؟ اشکال هندسی مولکولها... آره خودشه! به نظرم صف کشیدگان همون اتمها یا مولکولهای یه بلور هستند که بطور منظم در کنار هم قرار گرفتند و صف کشیدند و همون ها هستند که بخاطر نیروهای بینشون همدیگه رو جذب و دفع میکنند و نمیگذارند فاصلشون کم یا زیاد بشه! و از همه مهمتر اینکه همشون مشغول ذکر خدا هستند... یعنی نه تنها همه جانداران و پرندگان و گیاهان و .... ذکر خدارو میگند بلکه همه مولکولها و ذرات زیر اتمی هم مشغول ذکر خدا هستند ... وقتی به این نکته رسیدم شرم همه وجودم رو فراگرفت!!! میپرسید چرا؟ خب برای این:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار.

 شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

حیدری