آیه ی 5 از سوره ی مائده

-          اگر بگویم هیچ قصد بدی نسبت به هم نداریم، آنوقت چه؟

-          ببین، با تمام این احوال اینطور به تو بگویم، همان طور که خود خدا هم گفته، خدا اصلا نمی خواهد با دستور هایش برای بندگانش سختی ایجاد کند. ولی تمام دستور هایش برای این است که بر تمام عالم داناست. ببینم؟ آیا پدری که از نزدیک شدن بچه اش به سیم برق (آن هم از نوع 3 فازش!) جلوگیری به عمل می آورد، برای بچه سختی ایجاد کرده؟!

-          ولی برای من سخت است. نمی توانم از او دل بکنم. ما واقعا به هم عادت کردیم!

-          از من گفتن بود! حال خود دانی. با این وجود من اصلا نظر خودم را دخیل نکردم. خواه پند گیر، خواه ملال!

-          اما حکمتش چیست؟

-          مطمئنا بی حکمت نبوده و نیست. خدا خود می داند که رفاقت با اجناس مخالف (!) چه طبعاتی می تواند داشته باشد! ولی می دانی چیست؟! (به قول رضا امیرخانی) لطفش به این است که بدون دانستن حکمت چشم قربان بگویی! اگر حکمتش را بدانی که به خاطر حکمتش انجام نداده ای. رفاقتی انجام ندهی صفایش بیشتر است!

-          حالا ببینم چه می شود...(!)

-          امیدوارم هرچه می شود به نفع هر دوتان شود!

 

*نوشته شده توسط حسنی


 

آیه 54 مائده

چه مقام والا وشایسته ومرتبه رفیع وبلند پایه ای است!

خداوند آنان را دوست دارد وآنان نیز خدای را دوست می دارند.

1)اولین کسی که به نص کلام رسول الله (ص) به این مقام دست یافت حضرت امیرالمومنین (ع) است .

2)مردمی که خویشتن را در مقابل اهل ایمان وبندگان خالص خدا می شکنند وازتواضع وفروتنی به برادران دینی وانسانهای صالح وپرهیزگاردریغ نمی ورزند.

3)این گروه اما در مقابل کفار با عزت وسر افرازی قرار گرفته وسرسختی وصلابت وعدم انعطاف را نسبت به نیروها ی کفر اعمال می کنند.

ما همه گرگ خودیم وگله غیریم              جامعه از دست خویشتن به عذاب است.

با کمال تاسف وضع بسیاری ازجوامع اسلامی ومردم مسلمان عصر حاضر به عکس این آیه شده چه آنکه در برابر کفار خاضع ولیکن نسبت به مسلمانان شدید وبا صلابت اند.

4)آنان جهاد گر راه خدایند وچون اسلام را بزرگترین هدف انسانی وعالی ترین مقام شامخ آدمی می دانند برای حفظ آن جهاد می کنند.

5)از شماتت نا بخردان وسرزنش نا اهلان واعتراض وانتقاد مخالفان دین بیم وهراسی ندارند.

آیه 174 نساء

ادبستان وخوان وسفره الهی است.ازاین سفره بهره بر گیرید ودر این ادبستان ادب آموزید.

ای مردم برای شما از جانب پروردگارتان حجتی روشن آمده است وقرآن را که نوری آشکار است به سوی شما فرو فرستادیم .

قرآن به دل فسرده جان می بخشد              از پرتو خود جان به جهان می بخشد

این معجزه رسول پاک مدنی است              حق که حیات جاودان می بخشد

پیام آیه کریمه پیامی روح بخش ودل نواز است.پیامی که از محبوب جان ها پیامبر خاتم (ص) واز قرآن کریم حکایت می کند.

باید همگی آغوش را باز کرده وبا منتهای میل ورغبت وشدت وعلاقه از این دو استقبال کنیم .

خدایا!انسان چقدر شایستگی دارد وچه قابلیت ها وچه توانایی هایی در وجود او به ودیعت گذاشته ای که نور مبین ونور خاموش ناشدنی وهمیشه جاوید را برای او نازل کرده ای؟؟؟

*نوشته شده توسط رضایی


 

سوره مائده آیه 51-52

(ای اهل ایمان، یهود و نصاری را دوستان خود نگیرید ، زیرا آنان با وجود اینکه با هم اختلاف دارند در برابر شما با یکدیگر همدلند ؛ و هر کس از شما آنان را به دوستی گیرد ، قطعا در زمره ی آنان به شمار می آید و از ستمکاران است و خدا مردم ستمکار را هدایت نمیکند.

به همین سبب است که میبینی آنان که در دلهایشان بیماری شک و تردید است برای طرح دوستی با یهودیان و مسیحیان شتابان به میان آنان میروند و به دروغ میگویند: میترسیم گزندی به ما برسد و به یاری آنان نیازمند شویم .امید است خداوند برای مومنان پیروزی پدید آوردو یا از جانب خود امری پدیدار سازد... )

سوره مائده آیه 51-52

چند وقت پیش بود ، تو جریانات بعد از انتخابات ! توی یه مهمونی یه آقایی کنار ما نشسته بود که انگار زیاد از قیافه ی ما خوشش نمی اومد... کلی سعی کرد یه جوری سر بحثو باز کنه و متاسفانه آخرش هم موفق شد... یکی از مسایلی که مطرح کرد این بود ( شماها چرا هی میگید آمریکا اسرائیل؟ بابا همین کارهارو کردید که همه دنیا باهامون دشمن شدند و تحریممون کردند و وضع مملکتمون اینقدر خرابه دیگه ... چی میشد اگه دست از این حرفای قدیمی! بر میداشتید و باهاشون گفتگو میکردید؟ اصلا گفتگوی تمدنها که میگند یعنی همین دیگه! تا کی باید ما تاوان این تحجر و خودخواهی شماها رو پس بدیم؟ بابا اگر ایران بیاد مثل زمان شاه دست دوستی با آمریکا بده هم مشکلات کشور حل میشه و هم کشورمون پیشرفت بیشتری میکنه!.....ادامه داشت!)

من هم مثل آدمای گیج و مات نشسته بودم و با تعجب طرف رو نگاه میکردم! گاهی خندم میگرفت! انگار من شخص اول مملکتم و داره به بالاترین مقام رسمی کشور اعتراض میکنه و بد و بیراه میگه!

حالا این قضیه چه ربطی به این آیه داره؟ خب معلومه دیگه !

ببینید این موضوع الان تو جامعه ما خیلی مطرح میشه. مطمئنا شما هم نمونه این ها رو شنیدید... اما مطلبی که باید بهش توجه کرد این چیزیه که قرآن میگه... ما هرکاری بکنیم آخرش اینا با ما دشمنند حالا چه ما دربرابرشون وایسیم و از خودمون دفاع کنیم – که البته مستلزم تحمل سختیهای بسیار زیادیه – و چه مثل ....(گفتنش زشته!) سرمون رو زیر بندازیم و هیچی نگیم!

این برمیگرده به اعتقاداتمون که تا چه حد به خدا و حرفاش(قرآن) اعتقاد داریم...

خدا تو کتابش میفرماید اگر با اینها دوست شدید(البته منظور دوستی واقعیه و بحث تقیه جدا از این مطلبه) شما هم در زمره ی همینها هستید... اصلا کلا با هرکس دوست شدید همگروهی اون هستید... چه در بعد شخصی و چه در بعد اجتماعی! اجتماعیش رو اشاره کردیم اما تو بعد شخصی هم همینطوره! مثلا اگر تو دانشگاه با اونی که اهل همه جور کاریه و بی بند و باره دوست بشیم خب مردم میگند ما هم مثل همون رفیقمون هستیم. و اگر هم با کسایی دوست بشیم که محب اهلبیت هستند و اهل خدا و نماز و ... در اصل ما هم جزو همون گروه قرار میگیریم  چرا که یه دوست بطور کاملا مستقیم و بصورت خفی روی دوستش تاثیر میذاره... حالا چه تاثیر خوب چه بد! این یه اصل علمی ثابت شدست در روانشناسی!

اما در آخر لازمه که به آخر آیه هم توجه کنیم... انگار خدا با مهربونی دست نوازش میکشه رو سرمون و میگه یه وقت نگران نباشیدا! من خودم هواتون رو دارم ! اگر به حرفام  خوب گوش بدید و بهشون عمل کنید پیروزی از آن شماست!

پی نوشت: (یه وقت نگید سیاسی شدا! اتفاقا قضیه کاملا اجتماعی بود! بماند که بعضیا سیاسی برداشت میکنند)

یا علی                                            

نوشته شده توسط حیدری


شاه بیت 35 ام از غزل عاشقانه ی حضرت دوست در سوره ی مائده

"ای مومنان ! تقوا پیشه کنید و وسیله ای برای تقرب او بیابید و در راه او جهاد کنید ، باشد که رستگار شوید."

تا همین چند سال پیش نزدیکت بودم ، کنارت بودم ،عادتم بودی ، سوالم بودی. همان سال هایی که به شوق رسیدن دستم به اولین کشوی میز پدر ،هر روز قدّم را اندازه می گرفتم تا شاید زودتر بزرگ شوم.همان روزهایی که یار قایم باشک بازی های تنهاییم تو بودی و تنها پشتوانه ی قسم های صادقانه ام.

اما حالا که دستم به اولین کشوی میز پدر که هیچ به آخرین کشواش هم  می رسد از تو دور دورم ، خیلی دور.

خدایا می دانی! آن "منی" که در من است ،در خانه ی تاریک دلم خاموش است.،ناشناخته و خاک خورده. حرف های من ، تنها صدای اندیشه های دوستی بیگانه است. دوست ؟ کارهای من ، تنهاعمل آرزوهای نفسی عاشق است. عاشق ؟

اما در این ماه ، در روزهای مهمانیت ،این "من" طاقت نشستن در کنج دلم را ندارد. او می خواهد رنگ تو را بگیرد ، او تشنه ی به دست آوردن توست. [ ابتغا ] او می خواهد نزد تو محبوب شود. [اتقوالله ] او می خواهد بنده ی با معرفت و متعهد تو شود. آری او راه نزدیکی دوباره به تو را یافته است. حالا حرف های من ، صدای اندیشه های نور چشمان تو ،اهل بیت است. وکارهای من تنها عمل آرزوهای نفس عاشقم به عاشق ترین بنده ات ،امام زمان است. باشد که رستگار شوم.

     اینجاست یار گمشده ، گرد جهان مگرد                     خود را بجوی سایه ، اگر که جستجو کنی

نوشته شده توسط مهدیقلی