روز هفدهم جز هفده
سال ها به دنبالش بودم . از ته قلبم اطمینان داشتم که روزی آن را به من تقدیم کردند. لوح تقدیرم را می گویم ، که تازه امروز یافتمش . وبرای اینکه بار دیگر گم نشود و آن را فراموش نکنم بر روی دیوار اتاقم نصبش کردم . گوشه ای از متن تقدیر نامه ام را بخوان.
"" " ودر راه خدا جهاد کنید ؛ و حق جهادش را به جا آورید . او شما را برگزید. ودر دین ( اسلام )، کار سخت و سنگینی برای شما قرار نداده است . از آیین پدرتان _ ابراهیم _پیروی نمایید. خداوند ، شما را در کتاب های پیشین و در این کتاب آسمانی ؛ مسلمان نامید؛ تا پیامبر گواه بر شما و شما نیز گواه بر مردم دیگر باشید. پس نماز را به پا دارید و زکات بدهید؛ و به خداوند متوسل شوید که او مولا و سرپرست شماست ؛ وچه مولا و یاور نیکویی." (آیه 78 سوره ی حج )
وچه افتخار بزرگی است ، برگزیده شدن در میان خلائق اش .
وچه احسان بزرگی است نمودن راه (دین) ،برای برگزیده ماندن در پیشگاهش .
وچه غرور ستودنی است ، حک کردن نام برگزیدگان اش به عنوان مسلمان در کتاب آسمانیش .
و چه توجه دل نوازی است ، گواه بودن پیامبر بر برگزیدگانش .
وچه مسئولیت نابی است ، گواه بودن برگزیدگان بر سایر مخلوقاتش .
و چه زیبا و غرورآفرین است ، به جای آوردن نماز عشق و زکات مهر بر آستان کسی که مفهوم برگزیده شدن را این چنین بر فرشتگانش آموخت .
وچه آرامش بخش و انگیزه آفرین است ، توسل به برگزیده ی برگزیدگانش که طاعت مولا و سرپرستی والاتر و نیکوتر از او بی مثال است .
به حق است که به هوش باشیم . پس ، ای انسان برگزیده به هوش باش تا لحظه ای افتخار برگزیده شدنت را به سال ها برگزیده شدن از جانب آمال و امیال پست دنیایی نفروشی و لحظه ای قدم برداشتن در راه های بدون بن بست و پر فراز و نشیب مولایت را با دویدن در سراشیبی به ظاهر هموار و پر کشش و زیبای این دنیا عوض نکنی . ""
وچه شرم آور و تأسف بار است که او این چنین با افتخار مرا مسلمان می خواند و جاودانه و پایدار به من ایمان دارد که این گونه نایبم می کند و من هم چنان تسلیم نفس سرکش خود هستم .
و هر روز با داشتن نیم نگاهی به لوح تقدیرنامه در آرزوی روزی هستم که تمام نگاهم ، لوح تقدیر بندگی ام باشد تا دیگر به حق مرا مسلمان صدا کنند.
الهی آمین
نوشته شده توسط مهدیقلی
راه رسیدن به کمال
آیه 7 انبیا
تا حالا این همه حرف از تشنه کمال بودنِمون زدیم ، ولی در اون چیزی که نمی دونیم واون چیزی که از کمال ومعنویت می خواهیم فکر کردیم؟؟
این رو قبول دارم که موفق ترین واعظ وراهنما نفس بیدار خودمونه ولی باید از دیگران هم کمک بگیریم .نه؟؟
این سنت الهی واسه بشره .
حتی کسی چون موسی ، که پیامبر الوالعزم بود از کسی چون خضر بی نیاز نبود.
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
قهرمان والگوی شما کیه وچه صفاتی داره؟!
آیا از دیگران برتر ووالاتر است ودر دلها وجانها نفوذ می کند؟!
آیا با دیگران است، اما در اندیشه وافکارش با همه فرق دارد؟!
آیا با اینکه دیگران در فکر خویش اند ولی او در فکر دیگران است؟!
آیا از زندان تن گریخته وروح خودش را از همه قیود مادی رهانیده است؟!
آیا راه گشاست ومی کوشد باری از دوش ها بردارد وسر بار دیگران نباشد؟!
آیا دانش خودش را با عمل مؤثر قرین کرده است؟!
نه تنها در زمان حیات ، بلکه پس از مرگ نیز الگوی شما هست؟!
یا اینکه چون پیروی از غیر مطرح است از روی احساسات وتبلیغات وکوردلی وبدون بصیرت الگویتان را انتخاب کرده اید؟!! ![]()
نوشته شده توسط رضایی
سوره انبیا آیه 1 و 2
( حساب مردم بسیار نزدیک شد و حال آنکه مردم در غفلتی اغراض کننده هستند. این مردم غافل را هیچ پند خدیدی از جانب پروردگار نیاید جز آنکه پند را شنیده و باز به بازی دنیا و لهو و لعب عمر می گذرانند)
لطفا آیه را یکبار دیگر با دقت بخوانید.
آیا این دو آیه توصیف کامل حال بشر امروز نیست؟چند درجه شدیدترش انسانی است که در منجلاب غرب دست و پا می زند و چند درجه خفیفترش انسانی است در باقی جوامع بشری!
در این متن مجال آن نیست که درباره غفلت انسان عصر جدید و میزان رابطه آن با تکنولوژی به تفصیل توضیح دهیم و دنبال این باشیم که چرا لذت اصالت پیدا کرد و به آرمان بشر امروز تبدیل شد؟ فقط به موضوعی می پردازیم که بطور گسترده غافل می کند. محصول تکنولوژی، که به جای آنکه ابزار باشد و ما از آن بهره بگیریم عکس شد و ما شدیم اسیر او: سینما و تلویزیون.
اول به این نکته توجه کنید: روح بشر نیازمند ذکر است همان طور که بدن بدون آب و غذا می میرد، روح انسان نیز بدون ذکر میتی بیش نیست. و مرادمان از ذکر، "یاد" است و یاد عین حضور قلبی است. پس بشری که در غفلت عرق شده است، از انسانیت فقط آن بخشی را داراست که میان انسان و حیوان مشترک است.
تردیدی نیست که فرهنگ تصویری در این روزگار ، فرهنگ غفلت است. آنچه هست ایناست که این ابزار تکنولوژیک هم مولود غفلت فراگیر بشر کنونی هستند و هم خود دعوت کننده به غفلت. این فراموشی بیماری روزگار ماست و همه ابزار این روزگار دعوت به همین فراموشی می کنند، چرا که خود زاییده همین فراموشی هستند. بشر جدید به اعتبار تعریف تازه ای که اومانیسم از انسان ارائه داده است زندگی را در لذات قابل حصول می بیند و از آنجایی که این لذت طلبی را " مرگ آگاهی فطری" است که مخدوش می کند، انسان این روزگار در جست و جوی ابزاری برآمده که اوقات فراغت او را با غفلت و فراموشی پر کند. او از ذکر، یعنی هرآنچه او را یاد حقیقت و مرگ و عالم غیب و معاد بیندازد، می گریزد. پس سینما وتلویزیون عمده ترین وظایفشان ایجادتفنن است برای آدم هایی که از کار "اجباری" روزانه خلاصی یافته اند و فرصت لذت طلبی پیدا کرده اند...
[البته سینما امکان تجربه حسی احساسات پاک و زیبا را نیز فراهم می آورد، اما حیف که به این مطلوب بسیار دیر تن می دهد، بسیار دیر]*
بزرگی می گفت: یادت باشد مومن عاشق اینقدر فرصت سرگرمی ندارد!**
بیندیشیم در سخن مولا علی که در شب می گریست و میگفت:آه از توشه اندک و درازی راه و دوری منزل و عظمت روز قیامت...!!!
با این اوصاف آیا فرصت داریم؟
*رستاخیز جان(شهید سید مرتضی آوینی)صفحه ۱۰۹
**نامه های بلوغ(صفایی حائری)نامه اول
نوشته شده توسط علیخانی
ایه ی 73 از سوره حج :
گاهی وقتا میشه که حسابی گرم کاری، با یه جدیت خاص. مصممِ مصمم. چنان تمرکزی گرفتی که اگه کنار گوشت توپ در کنن...انگار نه انگار!
یهو یه مگس کوچولوی اِنقدری...نه! یه خورده کوچیکتر، میادُ روی دماغ جناب عالی جلوس می کنه. انگار همه ی احساس ادم توی یه رشته ی عصبی جمع شدن و سر اون رشته وصله به نوک دماغت! می پرونیش! اما اون سمج تر از این حرفاس!... می شینه... می پرونیش... می شینه... می پرونیش...می شینی!...می پرونتت! دور اتاق دنبالش می دوی دیوونه وار... یه بار شده به خودت بگی این از جون من چی می خواد؟! این ریزه میزه ی فسقلی که حتا به سختی دیده می شه چرا سراغت اومده؟! شاید می خواد بهت یه جوری بگه : «به غیر از خودت یه نفر دیگه هم از کارات خبر داره ها! داری چیکار می کنی؟ خیال می کنی خیلی می دونی؟ اگه می تونی منو بگیر!»
...نمی دونم چرا این چَن دقیقه این مگسه دست از سرم بر نمی داره؟!
من می رم به خدمتش برسم...
نوشته شده توسط حسنی
(آنچه در آسمان و انچه در زمین است همه ملک خداست و تنها خداست که از همه عالم بی نیاز و به همه اوصاف کمال آراسته است) سوره حج آیه 64
سلام
میشنوی؟ خودش گفته؟
خودش گفته من مال اونم! یعنی راستی راستی من رو مال خودش در نظر گرفته...
وای خدای من ! دیگه ازین بهتر نمیشه... بهترین و بزرگترین و قویترین ، ضعیفترین و بیچاره ترین و بدترین بنده رو برای خودش انتخاب کرده!
اما یه سوال! منه بنده چی؟ اون رو به عنوان خدای خودم انتخاب کردم یا چیزهای دیگه ای رو خدا گرفتم؟....
خدای من ... معبود من... عزیز من... میدونی که جزتو کسی رو ندارم و نمیخوام هم داشته باشم... پس خودت دست منه بی کس رو بگیر. بقول آقا امیرالمومنین (انت المالک و انا المملوک ؛ و هل یرحم المملوک الا المالک...) به مثل منی چه کسی غیر از تو ترحم میکنه مولای من... دستم رو بگیر...
نوشته شده توسط حیدری