آیات ۱۸-۲۴ مدثر

۱۸: می فرماید" او اندیشه کرد(که پیامبران و قرآن را به چه چیز متهم کند؟) و مطلب را آماده ساخت"

۱۹: سپس برای مذمت او می فرماید" مرگ بر او باد! چگونه برای مبارزه با حق مطلب را آماده ساخت"

۲۰: و به عنوان تاکید می فرماید" باز هم مرگ بر او، چگونه مطلب( و نقشه شیطانی خود را برای مبارزه با حق)آماده نمود"

۲۱" سپس می افزاید" سپس نگاهی افکند و ساخته و پرداخته فکرخود را مورد بازرسی خود قرار داد تا از استحکام و انسجام لازم و جنبه های مختلف آن آگاه و مطمئن گردد.

۲۲: " بعد چهره در هم کشید و عجولانه دست بکار شد"

۲۳: " سپس پشت به حق کرد و تکبر ورزید"

۲۴: " و سرانجام گفت : این قرآن چیزی جز افسون و سحری همچون یحرهای پیشینیان نیست"

این آیات چه زیبا نشان می دهد چگونه شروع کنیم و از کجا پیش بیاییم تا خودمان و هستی و تاریخ و موضع اجتماعیمان را بشناسیم. به باقی می آموزد، تفکر مقدر ، تفکری که از پیش اندازه گیری شده ، دو مرگ همراه دارد، مرگ فکر و مرگ انتخاب.

آری تا آن زمان که من قصد آموختن نداشته باشم از هیچ کلاسی و هیچ استادی، هیچ نخواهیم آموخت.

گاهی من و تو راجع به یک موضوع خالی هستیم.هیچ پیشگویی نسبت به این کیسه به این وزنه نداشته ایم که چند کیلو هست. در این مرحله، هنگامی که با هم آن را می کشیم، گرفتار هیچ حالتی نخواهیم شد، هیچ التهاب و فشاری نخواهیم داشت.

ولی آنجا که با هم بحث کرده ایم و هرکدام، از پیش اندازه ای گذاشته ایم و با آن تقدیرهای اندازه کیری شده، به اندازه گیری پرداخته ایم، در این مرحله، تمام وجود ما التهاب است. مدام می خواهیم کاری کنیم که هریک حرف خودمان درست دربیاید. می خواهیم جوری بکشیم ، که همان وزنه پیش بینی شده ، بدست برسد. در این مرحله ، در ما حالتهایی سبز می شود. این حالتها برروی تفکر و نظر،برروی فکر و تجربه اثر می گذارد. در نتیجه تفکرهای مقدر و مظرهای بعدی ، به ترشرویی و به ادبار و استکبار و تعصب می انجامد.

آیا چنین موضع و اندازه ای، با مرگ فکر و با مرگ سنجش و با مرک انسان همراه نیست؟

پس ای روشنفکر منصف بیا بشنویم و تعقل منیم- بی طرفانه ، به قصد فهمیدن- که جز اصحاب سعیر نگردیم. کتابی را که نخوانده ایم ندانسته رد نکنیم و ار پیش درباره اش موضع گیری ننماییم.

منابع: تفسیرنمونه - روش نقذ(علی صفایی حائری)]

 


 (و حقیقتا تو دارای خلق عظیم هستی) سوره قلم آیه 4

سلام

امروز میخوام درباره فقط یه کلمه از این آیه صحبت کنم... "عظیم"!

در احایث و روایات اومده که خدا دوازده هزار تا هجده هزار عالم خلق کرده که به موازات عالم ما وجود دارند . اندازه این دنیاها بسیار بزرگتر از دنیاییست که ما توش زندگی میکنیم!

دنیایی که ما توش زندگی میکنیم شامل زمین و دیگر سیارات و ستارگان و ... هست تا آسمان هفتم... دقت کنید که همه این ستارگان و کهکشانهایی که موجودند و هر روز هم تعداد بیشتریشون کشف میشند کلا زیر آسمان اول عالم ما هستند!!! اگر یکم اطلاعات نجومی داشته باشید همین الان مغزتون هنک میکنه! این رو هم بگم که انسان تا قبل از ظهور حضرت مهدی(عج) نمیتونه به آسمان اول برسه(دلایلش مفصله! )... حالا اندازه آسمان اول نسبت به آسمان دوم مانند یه حلقه زنجیره که تو یه بیابون افتاده (با این حساب تصورش کاملا برای ذهن ما غیر ممکنه!) به همین نسبت آسمان دوم به سوم و سوم به چهارم و همینطور تا آسمون هفتم! تازه به اینجا که برسیم میشه عالم ما! که تازه یکی از اون هیجده هزار عالمه!!!

حالا فکرش رو بکنید خداوند به مجموعه همه این عوالم (که وسعت یه دونش رو براتون گفتم!) میگه دنیا!!! و تو قرآن برای وصف دنیا از واژه "قلیل" استفاده کرده! الله اکبر ازاین همه شگفتی!

حالا بیاید با هم این دوتا واژه رو مقایسه کنیم: عظیم>> قلیل!!!

خداوند رحمن تو قرآن درباره کل دنیا با اون همه وسعت که اصلا قابل درک نیست میگه "قلیل" اما درباره پیامبرش میگه "عظیم"... الله اکبر!!! یه دنیا نکته تو این کلمه مخفی شده! البته ما که اون دنیای قلیل رو نتونستیم تصور کنیم مطمئنا بزرگی پیغمبر خدارو اصلا نمیتونیم تصور کنیم!!!

حالا من میخوام این مطالب رو تو ذهنتون داشته باشید درباره بزرگی پیامبر تا من یه جمله دیگه از ایشون نقل کنم:

پیامبر اکرم فرمودند: (حسین منی و انا من حسین!!!)

با اون همه عظمت پیامبر میگه من از حسینم!!! حالا فکرش رو بکنید رفقا امام حسین قربونش برم دیگه کیه!!!

به خدا قسم امام حسین غوغاست رفقا! غوغاست... حرف زدن دربارش از همه چیز سخت تره! امیدوارم ادامه حرفهای من رو با دلتون بشنوید! چون من هم فقط میتونم با دل براتون بگم! همین!

یــــــــــــا حــــــــــــــســــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــن شهید

تا بال و پر عشق به جانم دادند

در وادی عاشقان مکانم داند

گفتم به کدام سو بود وادی عشق

درگاه حسین را نشانم دادند!

 

حیدری